شنبه ۰۲ اسفند ۰۴

honarzendegi

honarzendegi

رابطه کاری | ۱۱ روش برای ارتباط بهتر با همکاران در محیط کاری

۷۰ بازديد
رابطه کاری و داشتن روحیه تیمی اهمیت زیادی در پیشرفت شعلی شما خواهد داشت. شما باید بلد باشید چگونه با همکاران خود رابطه برقرار کنید و در ادامه به روش هایی خواهیم پرداخت که این نوع رابطه را به شما یاد می دهد.

رابطه کاری چیست؟
رابطه کاری عبارتست از انواع ارتباطاتی که افراد با همکاران خود برقرار می‌کنند و شامل روابط بین فردی در محیط کار نیز می شود.

البته مسلم است روابطی که با همکاران خود برقرار می کنید به اندازه روابطی که با خانواده خود دارید صمیمی نخواهد بود, اما اهمیت خاص خود را دارد.

شما در هر صورت باید مهارت برقراری ارتباط موثر در امر تجارت را یاد بگیرید حتی اگر به صورت فریلنسر کار کنید باید با افراد مختلف ارتباط برقرار کنید.

دلیل اهمیت برقراری رابطه کاری
۱_کار تیمی کارآمد و موثر :
اگر بتوانید ارتباط خوبی با همکاران خود برقرار کنید به طبع در انجام پروژه های تیمی و گروهی نیز ماهرتر خواهید بود. در یک رابطه کاری خوب صداقت احترام و همکاری اهمیت زیادی دارد.

۲_ بهتر شدن روحیه ی کارکنان:
همکارانی که روابط خوبی با یکدیگر برقرار می کنند از بروز دعوا و مشاجرات کاری جلوگیری می‌کنند و سعی می‌کنند در هر موقعیتی احترام یکدیگر را حفظ کنند.

وقتی همه کارمندان به همین روال کار کنند محیط کاری بهتر و شادتری خواهند داشت.

۳_بالارفتن راندمان کاری کارمندان :
وقتی اعضای اداره در نهایت همدلی و صداقت با یکدیگر کار و با یکدیگر همکاری می کنند زودتر به نتیجه می رسند. این نتیجه دهی بهتر به نفع خودشان نیز خواهد بود چرا که زودتر ترفیع می گیرند و موقعیت شعلی خود را بهتر می کنند.

۴_رضایت مندی شغلی :

وقتی با همکاران خود رابطه ای صمیمانه برقرار کنید وقتی را برای کشمکش و جدال با همکاران تلف نخواهید کرد. پس در واقع تمرکز خود را در جهت از بین بردن نقاط ضعف خود و بهبود نقاط قوت می گذارید.

روش های برقراری ارتباط با همکاران در محیط کاری
۱_ همیشه با همکاران خود در ارتباط باشید:
گوش دادن فعال یکی از این روش های بهبود ارتباط می باشد. اگر شما شنونده ی خوبی برای رئیس خود باشید نزد او محبوب و مورد تایید خواهید شد.

اگر حس می کنید همکار یا رییستان در زندگی شخصی خود با چالشی روبرو شده است و تمایل دارد مشکلات خود را با شما در میان بگذارد بهتر است با حوصله به حرف های او گوش دهید و با زبان بدن خود به او بفهمانید در حال همدردی با او هستید.

۲_قابل اعتماد باشید :
در یک کار تیمی باید اعتماد همکارانتان را جلب کنید. وقتی شما به همکاران خود قول می‌دهید که در موعد مقرر پروژه ای را تحویل دهید باید مسئولیت‌پذیر باشید و وظایف خود را به‌ نحو احسن انجام دهید. آن‌ها در پروژه‌های بعدی نیز به شما اعتماد خواهند کرد و شما نیز باید مثل دفعات قبل کارهای خود را با عذاب وجدان کاری و کامل انجام دهید.


۳_از شایعات دور بشوید، تکنیک های مهم ارتباطی در محیط کار
اگر می‌خواهید راندمان کاری بالایی در محیط کار داشته باشید باید از حاشیه‌های به ‌وجود آمده کاملاً دوری کنید. برای این منظور نباید پشت کسی غیبت کنید و در جمع‌هایی که در آن غیبت صورت می‌گیرد شرکت نکنید. در این شرایط سعی کنید موضوع را عوض کرده و جو را آرام کنید.

سعی کنید از خصوصیات مثبت همکار خود در جمع‌ها بگویید. با این کار فرهنگ قدردانی را در آن محیط پرورش می‌دهید و همه اعضا می‌کوشند تا از آن‌ها به ‌نیکی نام‌ برده شود .


رابطه کاری
۴_از همکاران خود حمایت کنید
اگر مدیر هستید سعی کنید همواره به کارکنان خود روحیه دهید و به نقاط مثبت آن ها اشاره کنید و اگر کارمند هستید نیز سعی کنید همکارانتان را تشویق کنید و به دستاوردهای مثبت آنان اشاره کنید .

منبع:کانون مشاوران ایران-رابطه کاری | ۱۱ روش برای ارتباط بهتر با همکاران در محیط کاری
۰ ۰

کودکانتان را علاقه مند به یادگیری کنید

۷۰ بازديد
برای هر پدر و مادری چیزی هیجان انگیزتر از مشاهده کودکی نیست که با علاقه شدید در حال شناخت بیشتردنیای پیرامون خود است. بیشتر بچه های کوچک یک دوره زمانی کنجکاوی و پرسش-گری دارند، و شما لازم است به کودکتان نشان دهید که این شیوه ی کاملا درست زندگی است. اگر کودکتان در مورد همه چیز سوال کند و ارزش صوری و عینی را به چیزی نگیرد، بزرگ که شد فرد بسیار با استعدادی خواهد شد. راه‌های زیادی هست که می توانید این نوع استعداد را در یک بچه پرورش دهید، و بایستی به بهترین نحو این کار را انجام دهید. چنانچه ممکن است همه کودکانتان را به این کار تشویق کنید. در ادامه تعدادی از این راهکارها را بیان می کنیم که نشان می دهد چگونه می توان این کار را کرد.

برای مطالعه بیشتر در زمینه کودک بخوانید:

آموزش کودک و نوجوان

نخست، لازم است از سنین بسیار پایین کودکتان، کتابهای شخصیت ساز برای زندگی او فراهم کنید. حتی پیش از آنکه کودکتان بتواند بفهمد چه می گویید، بایستی کتابهای مصور برایش بخوانید و برایش شرح دهید که چه اتفاقی می افتد. شاید این امر بیجا به نظر برسد، اما مطالعات نشان داده اند که این کار منجر به کودکی بسیار سخن ور و خوش صحبت می شود. هرچه کودک بزرگتر می شود، شروع به یادگیری کتاب‌های پیچیده تر می کند. نگران نباشید که او از سطح مطالعه ی مربوط به سن خودش فاصله بگیرد.هرچند ممکن است این کار مهارتهای خواندن کودکتان را بهبود نبخشد، اما به تکامل سطح فهم او کمک می کند.

به همراه کودکتان تحت عنوان گردش سری به کتابخانه بزنید. یک یا دو بار در هفته کتاب های جدید بگیرید، و کودکتان را تشویق کنید کتاب ها را تا دفعه ی بعد که بتواند کتابها را با بقیه معاوضه نماید تمام کند. اغلب کتابخانه ها یک تعداد برنامه های تابستانی برگزار می کنند، یعنی بچه ها با فهرست بندی کتابهایشان جایزه می گیرند. اگر تصور می کنید کودکتان واقعا علاقه شدیدی به مطالعه دارد بهترین راه این است که هربار یک بستنی برایش جایزه بدهید.درغیراین صورت باید از این برنامه ها صرف نظر کنید، زیرا که این قبیل برنامه ها این پتانسیل را دارند که مطالعه را نهایتا وسیله ای برای رسیدن به یک جایزه کنند.

در زمینه یادگیری کودکان بیشتر بخوانید:



یادگیری و بازی کردن کودک ۱ تا ۲ سال

هم چنان که کودکانتان کتابخوانان حرفه ای می‌شوند، لازم خواهد بود آنها را به سمت سطوح قانع کننده تری سوق دهید.اهمیتی ندارد اگر بچه ی کلاس اولی شما کتابی مربوط به بچه های کلاس دهم را تا جایی می خواند که بفهمد، و با چیزی که شما نمی خواهید بخواند مواجه نمی شود. شما شاهد رشد او در میان جست و خیزها خواهید بود. شما باید روی چیزی که مکرراً نتیجه ی بچه های سطح پیشرفته است بسیار محتاط باشید، و آن، بی علاقه گی در مدرسه است.اگر کودکتان کتابهای رمان و غیر رمان بزرگترها را مطالعه می کند، احتمالا مدارس عمومی به حد کافی او را به چالش نمی کشند. بیشتر ناحیه های مدارس برنامه های ویژه ای برای این نوع بچه ها دارند که فعالیتهای یادگیری چالش برانگیزتری برایشان فراهم می کند. شما بایستی تاجایی که بشود درمورد متناسب بودن چنین برنامه هایی با سطح کودکتان، پرس و جو کنید.

روش های فرزندپروری و والدینی برای هرکس متفاوت است، و مطالعه فقط یکی از جنبه هایی است که بایستی بدان توجه کنید. همیشه با فرزندان خود رابطه ی سالمی را حفظ کنید، تا وقتی بزرگ شدند افراد سالمی بشوند. این امر، فی نفسه کافی است، و بایستی الهام بخش شما باشد تا سعی کنید بهترین والدین باشید.

منبع:کانون مشاوران ایران-کودکانتان را علاقه مند به یادگیری کنید
۰ ۰

آیا فراموش کار هستید؟ جدیدترین شیوه درمانی فراموشی از طریق نوروفیدبک

۶۴ بازديد
اکثر مردم فکر می کنند که یک حافظه عالی وجود دارد، یعنی همه چیز را می توان به یاد داشته باشند و فراموشکاری را یک اختلال روانی خطرناک می دانند و این افراد نیاز به درمان فراموشی دارند.

اما در دنیای شلوغ امروز که هر روز چیزی تازه ای اتفاق می افتد ، شاید فراموش کردن حتی مفید هم باشد.

دو متخصص مغز و اعصاب که مقاله خود را در مجله Neuron منتشر کرده اند نیز نظر مشابهی دارند.

بلیک ریچارد، استاد دانشگاه تورنتو، می گوید که حافظه انسان نباید مانند یک دوربین عمل کند و همه چیز را ضبط کند.

بلکه فقط یک سری قوانین است که به ما کمک می کند تصمیم بگیریم.
بنابراین، منطقی است که برخی از اطلاعات غیر قابل دسترس از ذهن پاک شوند.

و آن هایی که گمراه کننده هستند نیز به بیرون ذهن منتقل می شوند.

با این حال، ما هنوز به اندازه کافی محدودیت هایی برای فهمیدن چگونگی کارکرد ذهن و بدن انسان و ذخیره سازی اطلاعات داریم.

جالب توجه است که مغز انرژی و داده ها را مصرف می کند تا اطلاعات زیادی را فراموش کند.

مانند یک رایانه ای که یک پرونده را در فایل دیگری با همان نام فایل می نویسد آن را بازنویسی می کند، ذهن و مغز هم همان عملکرد را دارند.

اطلاعات توسط نورون های جدید یا نورون های بزرگتر بازنویسی می شود، یا ارتباط بین نورون ها کاهش می یابد.

اما ما به خوبی می دانیم که ظرفیت مغز انسان به مراتب فراتر از آن چیزی است که ما در زندگی خود از ان استفاده می کنیم.

اثربخشی نوروفیدبک بر بیش فعالی اثبات شد و بدون عوارض است.

پس چرا مغز از فضای باقیمانده خود برای ذخیره داده ها استفاده نمی کند؟
اول از همه، فراموش کردن اطلاعات قدیمی ما به ما کمک می کند تا کارهای زیادی انجام دهیم.
دوم، فراموش کردن اطلاعات قدیمی ما به ما کمک می کند تا یک موضوع خاص را به چند زیر موضوع تبدیل کنیم.
در نهایت، ریچاردز می گوید ما اغلب فکر می کنیم که داشتن حافظه قوی خوب است، اما مغز همه چیز را انجام می دهد که از لحاظ تکاملی برای بقای ما ضروری است.

در مورد حافظه، نیز این مورد صادق است، و مغز در صورت نیاز، حافظه را تنظیم می کند.

بنابراین فراموش کردن بسیاری از اطلاعات احتمالا اشکال مغز شما نیست، این یک ویژگی تکاملی است.

آیا فراموش کار هستید؟ جدیدترین شیوه درمانی از طریق نوروفیدبک

آیا فراموش کار هستید؟ جدیدترین شیوه درمانی از طریق نوروفیدبک

فراموشکاری و سن
فراموشکاری دارای حالت های مختلف است و در افراد مختلف به صورت های مختلف رخ می دهد.

به عنوان مثال، شما تعداد زیادی از افراد جدید را در یک مهمانی عروسی ملاقات خواهید کرد.

در اینجا انتظار نمی رود که نام همه آنها را به یاد داشته باشید و نام این مشکل فراموشی نیست.

اما اگر روز گذشته شما یک قرار ملاقات مهم داشته اید و اکنون نام فردی را که با او دیدار کرده اید به یاد نمی آورید این یعنی فراموشکاری.

البته، آنقدر مهم نیست که فکر می کنید و این فقط یک عارضه از سن است.

اما اگر چیزی مانند دیروز نداشته باشید، باید به طور جدی در مورد خودتان نگران باشید.

معمولا در افراد سالخورده این اتفاق به روش خاصی ظهور می کند.

به عنوان مثال، آنها جزئیات اتفاقی گذشته را به یاد می آورند، اما آنها در مورد مکان هایی که چند ساعت پیش با اتومبیل خود رفته اند فراموش کار می شوند.

این مشکل در سن هفتاد سالگی و بیشتر طبیعی است، به ندرت به علت شروع بیماری مانند آلزایمر است.



مغز افراد سالخورده به تدریج افول می یابد و با کاهش توانایی های حافظه، خلاقیت در مغز آنها کم می شود.

کنترل و درمان فراموشی
هنگامی که شما یک موقعیت مانند یک حمله، در منطقه آشنا در شهر و محله خود را فراموش می کنید یا برای مثال در سال و ماهی که در آن هستید دچار فراموشی می شوید باید درمان شوید.

این نوع مامایی می تواند دلایل خاصی داشته باشد که تنها با اشاره به یک متخصص مغز و اعصاب درمان می شود.

اما در بخش بعدی، ما با برخی از چیزهایی که می توانید برای کنترل فراموشی و کاهش آن انجام دهید با شما به اشتراک می گذرایم.

منبع:کانون مشاوران ایران-آیا فراموش کار هستید؟ جدیدترین شیوه درمانی فراموشی از طریق نوروفیدبک
۰ ۰

اصول درست صحبت کردن و گوش دادن به کودک

۶۹ بازديد
تا می توانید با کودک خود حرف بزنید و به او گوش کنید

همانطور که می دانیم کودکان بی نظیرند. در جهت شناختن کودک خود عمل کنید، و فراموش نکنید شناسایی آنچه کودک شما را عصبانی و برافروخته می کند می تواند به شما در پیشگیری از عصبانیت و ناراحتی قبل از حادث شدن شرایط بروز این حالات کمک کند.

صحبت کردن با کودک و گوش دادن به حرفهایش می تواند به آنها کمک کند تا به خوبی آنچه پیش می آید را درک کنند:

برای مطالعه بیشتر: صحبت با کودک و نوجوان در مورد اضطراب



زبان: سعی کنید از عبارات مثبت استفاده کنید. آنچه می خواهید کودک با خواست خودش انجام دهد را به او بگویید نه آنچه او باید انجام دهد. به جای گفتن “اینجوری شلوغ کاری نکن” سعی کنید بگویید “لطفاً اسباب بازی هایت را مرتب کن.” این یک از نمونه فرزندپروری مثبت است.
تن صدای خود را تغییر دهید: تن صدای شما ابزار قدرتمندی است. گاهی اوقات تغییر تن صدا یا درجه صدا می تواند برای توقف وضعیت آشفته یا مبادرت کودک شما به انجام کاری که شما می خواهید کافی باشد. این کار می تواند به طور برابری برای کودکان بزرگتر هم کارآمد باشد. اگر واکنش یا صحبت کردن شما به طرز کاملاً متفاوتی با آنچه مورد انتظار کودک شماست تفاوت داشته باشد او ممکن است متعجب شود.
گوش دادن: کودک شما زبان جدید و نیازهایش را محک می زند بلکه شنیده شوند.کودک خود را به صحبت کردن با خود ترغیب کنید و درکنارش بنشینید؛ آنها با این کار راحت‌ تر خواهند توانست با شما صحبت کنند و به حرفهای شما گوش کنند به شرطی که خواسته های آنها را به تعویق نیندازید.
احساسات: به کودک خود کمک کنید بتواند از عباراتی برای استفاده کند که توصیف کننده حالی که دارد باشد، حتی اگر زمان می برد، مثلا احساس غم دارم، عصبانی هستم و ….
توضیح: اگر شما مجبورید نه بگویید با آوردن دلیل و راهکارهایی خوب، “نه” بگویید “الان سارا داره با عروسک بازی می کنه بیا با هم بگردیم عروسک دیگه ای برات پیدا کنیم “.
کودک خود را درگیر کنید: تا جایی که ممکن است با آنها در مورد قوانین و آنچه شما از آنها انتظار دارید صحبت کنید. “رو راست باشید”.
بحث: همانطور که کودکان شما بزرگتر می شوند قوانین وضع شده را با آنها در میان بگذارید.

منبع:کانون مشاوران ایران-اصول درست صحبت کردن و گوش دادن به کودک
۰ ۰

نوجوانان و تغییرات دوران بلوغ

۶۵ بازديد
نوجوانی یکی از مهم ترین و حساس ترین دوره های رشدی است. در این سن فرزندتان تغییرات قبل توجهی را در ابعاد مختلف جسمی، روانی، شناختی و اجتماعی تجربه می کند.

اگر به عنوان یک والد از مهم ترین تغییرات دوره ی بلوغ آگاه باشید، می توانید به خوبی وارد دنیای ذهنی فرزندتان شوید و دوران پر تلاطم نوجوانی را با موفقیت سپری کنید.

حیطه های طلایی تغییر
به طور کلی نوجوان شما در سه حیطه ی اصلی دچار تغییر و تحولات بنیادین می شود.

حیطه ی شناختی (ذهنی)
تغییر در حیطه ی شناختی به این معناست که فرزند نوجوان شما، شبیه به یک کودک فکر نمی کند.

در حقیقت تفکر دوران نوجوانی از مرحله ی عملیات عینی وارد مرحله ی عملیات ذهنی می شود و نوجوان می تواند در مورد انتزاعی ترین مسایل نیز فکر کند.

در همین دوران است که نوجوانان نیازمند یافتن معنایی برای هستی می شوند، سوالات فلسفی زیادی در مورد دنیا و خدا می پرسند و نصیحت و توصیه ی صرف نمی تواند پاسخ گوی آن ها باشد.

حیطه ی جسمی و زیستی
تغییرات جسمی، دامنه ی وسیعی ازتغییرات هورمونی و ظاهری در دختران و پسران را در بر می گیرد که آن ها را برای ورود به دوره ی بزرگسالی آماده می کند.

حیطه ی اجتماعی
تغییرات اجتماعی بلوغ نیز طیف وسیعی از رفتارهای جدید مانند احساس بی همتایی و منحصر به فرد بودن، تمایل به ارزش های اخلاقی برتر را در فرزندتان ایجاد می کند.

نشانه های بلوغ را بیشتر بشناسید
تغییر و تحولات نوجوانان در این مقطع رشدی حساس بسیار وسیع است.

بسیاری از والدین با ناآگاهی از تغییرات ایجاد شده، ممکن است به فرزندشان برچسب بزنند، او را سرزنش و یا طرد کنند و در مجموع احساسی از درک نشدن را به نوجوان القا کنند.

جرقه های بلوغ جسمی در دختران و پسران
در این سن نوجوانان پسر علایمی از جمله رویش مو در صورت، پیدایش جوش، دورگه شدن صدا، احتلام و رویش موهای زاید بدن را نشان می دهند.

در دختران نیز علامی مانند بم شدن صدا، تجربه ی اولین قاعدگی، رشد موهای زاید و ظهور علایم ثانویه ی جنسی مشهود است.

بلوغ عاطفی چه علایمی دارد؟
رسش عاطفی در نوجوانان معمولا با هیجاناتی مانند اضطراب، دلهره، گذشت و فداکاری، توجه طلبی، گوشه گیری و یاس، پرخاشگری و احساس گناه مشخص می شود.

نوجوانان در این دوره ی رشدی، دستخوش تغییرات عاطفی متعددی می شوند که ناآگاهی والدین از نحوه ی برخورد صحیح با آن ها می تواند دردسر ساز شود.

به عنوان مثال، اگر نوجوان تان تمایل یادی به عمل کردن طبق مد روز دارد، لازم است ریشه ی این رفتار را در توجه طلبی او بررسی کنید.

نوجوان شما قصد آسیب رساندن به شما و آبروی تان را ندارد و بر اساس اقتضائات سنی اش رفتار می کند.

به عنوان یک والد در صورتی که به خوبی به او توجه کنید و از تشویق و تایید و بیان ویژگی های مثبتش استفاده کنید، نیاز او به توجه طلبی ارضا شده و رفتارهای عجیب کمتری را بروز خواهد داد.

در حقیقت نحوه ی مقابله با خشم، اضطراب، گوشه گیری و یا بی حوصلگی کودک، نیازمند آن است که اطلاعات تان را در این زمینه افزایش دهید تا کمتر دچار بحران شوید.جدیدترین روش های روانشناسی کودک

بلوغ روانی، استقلال و خود برتر بینی
مواجه با نوجوانان نشان می دهد که آن ها تا حد زیادی به دنبال کسب استقلال هستند.


ممکن است فرزندتان با ورود به دوره ی نوجوانی، رعایت برخی از قوانین خانه را زیر پا بگذارد و خواستار تجدید نظر در آن ها شود.

بهتر است بجای آنکه چنین رفتارهایی را حمل بر گستاخی کنید، استقلال طلبی را به عنوان یکی از ویژگی های رشد روانی فرزندتان بپذیرید و در قوانین تجدید نظر کنید.

همچنین نوجوانان در این دوره خود را به عنوان مرکز عالم تصور می کنند، احساس اعتمادبه نفس بالایی دارند و به مقایسه ی جسم خود با سایر همسالان شان اشتغال ذهنی مداومی دارند.

بلوغ اجتماعی و رفتارهای ضد و نقیض
اصلا بعید نیست که در دوران نوجوانی با فردی مواجه شوید که به لحاظ اخلاقی و رفتاری ضد و نقیض عمل می کند.

منبع:کانون مشاوران ایران-نوجوانان و تغییرات دوران بلوغ
۰ ۰

با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟

۷۳ بازديد
یکی از مسائل مورد بررسی در گروه سنی نوآموزان پیش دبستان و دانش آموزان دبستانی، مساله ی دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن و به عبارتی مهارت مدیریت زمان خواب است.

این مساله علاوه بر ایجاد مشکلات یادگیری و تاثیر بر سلامت جسمی و روانی کودک، می تواند برای معلمان و مسئولان مدرسه نیز مشکلاتی به وجود آورد.

کودکان معمولا به دلیل سطح بالای انرژی تمایل دارند تا ساعات زیادی از شب بیدار مانده و به فعالیت بپردازند. این درحالی است که بدن آن ها به ۱۰ تا ۱۲ ساعت خواب مفید نیاز دارد.

عدم تامین این مقدار از استراحت می تواند منجر به خستگی و بی حوصلگی در طی روز و ایجاد مشکلاتی در امر یادگیری و توجه شود.

بر اساس مشاهدات انجام شده، این دانش آموزان معمولا در طی روز نیز به لحاظ خلقی عصبی تر هستند.

در روابط بین فردی بیشتر پرخاش می کنند و به دلیل رفتارهای بین فردی آسیب رسان، بیش از سایر کودکان در روابط دوستانه طرد می شوند.

اگر فرزند شما نیز در تنظیم زمان خواب موفق به کسب مهارت نشده است، می توانید با مطالعه ی موارد زیر در این مسیر به او کمک کنید.


شش گام ساده و مهم به منظور تنظیم خواب کودک
۱. بهتر است حتی الامکان از خواب عصرگاهی کودکاتن به روش های مختلف از قبیل پرت کردن حواس آن ها به وسیله ی فعالیت های جذاب دیگر جلوگیری کنید.

با این کار، تنظیم زمان خواب به راحتی صورت می گیرد.

۲. سعی کنید از طریق گفت و گو با فرزندتان، برنامه ای نسبتا مشخص برای فعالیت های مختلف از قبیل انجام تکالیف، تماشای تلوزیون، زمان صرف شام، بازی و خواب مشخص کنید.

از این طریق کودک شما علاوه بر یافتن راه حل برای مساله ی دیرخوابیدن، به تمرین مهارت برنامه ریزی روزانه خواهد پرداخت که یکی از مهم ترین مهارت ها در جهت خودتنظیمی است.

براساس پژوهش ها، این مولفه یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیتی افراد موفق است که پایه های اصلی آن از دوران کودکی شکل می گیرد.

برای اجرای این گام به این نکته توجه داشته باشید که برنامه ریزی روزانه به معنای برنامه ریزی کردن زمان های روازنه ی کودک توسط شما نیست.

شیوه ی صحیح انجام این کار، قرار گرفتن در کنار کودک و تشویق اوبه منظور داشتن برنامه ای برای ساعات مختلف شبانه روز از طریق گفت و گو است.

۳. تعطیلات آخر هفته اگر چه زمان خوبی برای درکنار هم بودن است، اما زنگ خطری است که می تواند برنامه ی هفتگی منظم کودکت ان را از طریق رفتن به مهمانی یا دیر خوابیدن به دلیل تعطیلی روز بعد تهدید کند.

پیشنهاد می کنیم در این خصوص سعی کنید حتی الامکان برنامه ی دید و بازدید های خانوادگی را به گونه ای تنظیم کنید که فرزندتان زمانی برای استراحت بیشتر داشته باشد و صبح روز بعد با بی حوصلگی و خستگی وارد مدرسه نشود.

۴. انجام کارهای هیجان انگیز در شب های غیر تعطیل می تواند منجر به دیرتر خوابیدن شود.

می توانید با توضیح این مساله برای فرزندتان، فعالیت مناسب تری مانند گوش دادن به یک موسیقی کودکانه و آرامش بخش را جایگزین فعالیت های پرهیجان قبل از خواب کنید.

۵. نکته ی مهمی که می تواند در افزایش عزت نفس و امید فرزندتان موثر واقع شود، مرور اتفاقات خوب هر روز قبل از خوابیدن است.

به عنوان مثال می توانید قبل از خواب از طریق طرح سوالاتی مانند ” امروز چه چیزهای خوبی برایت داشت؟

” توجه کودک را از نکات منفی به سمت موفقیت ها سوق داده و خودکارآمدی و امید را در او افزایش دهید.

ممکن است مشغولیت ذهنی کودک به مسائل روزمره ای که موفق به یافتن راه حل برای آن ها نشده است، مانع از خواب خوب شبانه شود.

دعوا با دوست، گم کردن مداد رنگی، انتخاب نشدن در کلاس، قلدری کردن اطرافیان و …

از جمله مسائلی هستند که می توانند کودکان را دچار اضطراب و تشویش کرده و بر اشتها، خواب و امیدواری شان تاثیر منفی بگذارند.

در این صورت با فرزندتان گفت و گو کنید و با ایجاد امید برای یافتن راه حل مناسب، از تشویش ذهنی اش بکاهید.

۶. به این نکته توجه داشته باشید که تغییر عادت ها امری دشوار و زمان بر است. بنابراین اگر فرزندتان با مساله ی دیر بیدارشدن روبه روست نمی توان انتظار معجزه داشت.

آنچه مهم است آن است که بتوانید به کمک فرزندتان “برنامه ای نوشته شده و عینی ” برای زود بیدار شدن در طی روزهای هفته تنظیم کنید و در این مسیر، پیشرفت های هرچند جزئی او را نیز مورد توجه و تشویق کلامی قرار دهید.

می توانید مواردی را نیز از طریق توافق با خود کودک به عنوان تشویق او در آخر هفته در نظر بگیرید.

باید مراقب باشید تا فرزندتان تشویق را رشوه برداشت نکند. بر اساس قانون پیامدهای طبیعی، به موقع خوابیدن و زود بیدار شدن پیامدهای مفیدی برای خود کودک به دنبال خواهد داشت.

بنابراین در نظر گرفتن جوایز متعدد برای این کار بی معناست. بهترین حالت می تواند آن باشد که به صورت تصادفی و یا پس از گفت و گو، با ارایه ی نوعی از تشویق کننده ها او را متوجه پیشرفتش کنید.

این تشویق می تواند شامل جملات مثبت و امید بخش و یا هدیه ای باشد که شما برای کودک تان در نظر می گیرید.جدیدترین روش های روانشناسی کودک


استفاده از کدام نوع تشویق موثرتر است؟
در مسیر اجرای این برنامه و در صورت موفقیت کودک، در استفاده از مشوق های رفتاری و کلامی دست و دلباز باشید.

بر اساس پژوهش ها، استفاده از این نوع مشوق ها، نقش زیادی در رشد عزت نفس فرزندتان خواهد داشت.

این در حالی است که تقویت کننده های مادی مانند انواع جوایز و هدایا پس از مدتی اثر تقویت کننده ی خود را از دست خواهند داد.

نمونه ای از این نوع تشویق ها عبارتند از :
لبخند زدن
در آغوش گرفتن
به کاربردن جملاتی از قبیل : ” آفرین “، ” تو عالی هستی “، این هفته واقعا کار بزرگی کردی که تونستی صبح ها به موقع آماده شوی “.
جالب است بدانید با به کار بردن جملات به ظاهر ساده ی بالا، بزرگ ترین سرمایه گذاری روانی برای آینده ی فرزندتان را آغاز کرده اید.

منبع:کانون مشاوران ایران-با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟
۰ ۰

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

۸۱ بازديد
آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟
باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد ۲۰ ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند.

در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟
به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید، “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است. آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از ۷ عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.

تخریب گران هفت ریشتری
براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

۱) انتقاد کردن

۲) غرغر کردن

۳) سرزنش کردن

۴) تنبیه کردن

۵) تهدید کردن

۶) گلایه و شکایت

۷) باج و رشوه دادن

اما خواندن عبارات ۷ کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.جدیدترین روش های روانشناسی کودک

اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!
کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های ۷ گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.



این عوامل عبارتند از:

۱) حمایت کردن

۲) احترام گذاشتن

۳) تشویق کردن

۴) اعتماد کردن

۵) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

۶)گوش سپردن

۷) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

قصه های کودکانه
برونشیت در کودکان
اختلالات یادگیری
عوارض ترس در کودکان
پریود دختران
آیا تغییر خواهم کرد؟
ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

منبع:کانون مشاوران ایران-با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
۰ ۰

با کودک سه ساله ام چگونه برخورد کنم؟

۸۲ بازديد
دوران طلایی تربیت را از دست ندهید!
بر اساس روانشناسی رشد کودک، ۵ سال اول زندگی از جمله مهم ترین و تاثیرگذارترین دوره های رشدی هستند.

کودک در این سن، پایه های اساسی شخصیت خود را در تعامل با اطرافیان و به ویژه والدین شکل می دهد و می توان گفت طلایی ترین سنین تربیت کودک، ۵ سال ابتدایی رشد است.

لازم است بدانید که در این سن، کودک به لحاظ شناختی، دارای تفکر عینی است.

به این معنی که او نمی تواند مفاهیم انتزاعی را درک کند و لازم است با او کاملا شفاف و واضح صحبت کنید.

اگر به عنوان والد بتوانید الفبای صحیح تربیتی را از همین سن، اجرا کنید، فرزندتان در سنین بالاتر کاملا خودتنظیم و مسئولانه رفتار خواهد کرد .

بدین طریق از بسیاری از مشکلات رفتاری مانند لجبازی، بدرفتاری، دیگر آزاری، بی نظمی و خودمحوری دور خواهد ماند

آیا الفبای تربیت کودک را می دانید؟
اگرچه امروزه شروع هر کاری، نیازمند داشتن حدی از تخصص و مدرک است، اما فرزند پروری به عنوان سخت ترین و حساس ترین امر، مدرک خاصی را نمی طلبد.

همین مساله باعث شده است تا تعداد زیادی از افراد، بدون توجه به مهارت های خود اقدام به فرزند آوری کنند و به دلیل بی مهارتی و نداشتن سواد تربیتی کافی، در تربیت کودک کلافه شده و در اغلب موارد او را مقصر بدانند.

باتوجه به جدیدترین اصول تربیتی کودک،اگر از اصول گانه ی زیر آگاه باشید و در عمل به رعایت آن ها بپردازید.

می توانید اطمینان داشته باشید که مسیر تربیتی کودک به خوبی طی خواهد شد و بحران های رشدی را یکی پس از دیگری با موفقیت طی خواهید کرد.

۱)تنبیه ممنوع
آیا شما نیز از ان دسته والدینی هستید که اعتقاد دارید، تنبیه، کودک را حرف شنو و مطیع می کند؟

به عنوان متخصص امر فرزند پروری لازم است این باور نخ نما شده را برای همیشه از ذهن تان بیرون کنم.

در حقیقت تنبیه مانند آتش زیر خاکستر عمل می کند.

کودک تنبیه شده صرفا در حضور پدر یا مادر تنبیه کننده رفتار مورد انتظار را نشان می دهد و بلافاصله پس از غیبت آن ها، رفتارهای قانون شکنانه را آغاز می کند.

بر اساس اصول تغییر و اصلاح رفتار، بزرگ ترین ضرر تنبیه، مخدوش کردن “ارتباط” شما با فرزندتان است.

اگر رابطه را به عنوان مهم ترین کلید فرزندپروری در نظر بگیریم، از دست دادن آن می تواند مسیر تربیت فرزندتان را روز به روز سخت تر و مبهم تر کند.

بنابراین لازم است به عنوان اولین اصل، تنبیه را برای همیشه فراموش کنید و به دنبال راه حلی به جز آن باشید.جدیدترین روش های روانشناسی کودک

۲) از تشویق به درستی استفاده کنید
برخی از والدین که از اثرات ویرانگر تنبیه آگاه شده اند، آن را از عادت های رفتاری خود حذف کرده اند اما برای کوچک ترین کاری کودک را تشویق می کنند.

این دسته از والدین کودک را مانند رباتی فرض می کنند که باید برای هر حرکتی تشویق شود و این باور منجر به فرسودگی آن ها در امر فرزند پروری خواهد شد.

والدین معتقد به تشویق، گاهی تا حدی از این ابزار استفاده می کنند که کودک به طور کلی نسبت به هرگونه تشویق مادی و غیرمادی مقاوم می شود و هیچ چیز برایش جذابیتی نخواهد داشت.

جدیدترین اصول تربیت فرزند در حال ترویج این اعتقاد هستند که تشویق نیز دارای اصول مخصوص به خود است.



به عنوان مثال ممکن است مادری را دیده باشید که به فرزندش می گوید ” اگر غذاتو خوب بخوری، برات فلان عروسک رو می گیرم”.

مادر ممکن است چنین استدلال کند که من در حال به کاربردن اصول تشویق هستم در حالی که سخت در اشتباه است.

کودکی که غذایش را به خوبی بخورد، از پیامد طبیعی ان که احساس سیری است، لذت خواهد برد، بنابراین استفاده از تشویق های بیرونی مانند شکلات و عروسک و …

نه تنها بی فایده است بلکه بسیار مخرب خواهد بود و کودکی لجباز، روشه گیر و زورگو به بار می آورد.

به یادداشته باشید که تشویق نیز می تواند به اندازه ی تنبیه، مخرب باشد مگر آنکه از آن به درستی استفاده کنید.

منبع:کانون مشاوران ایران-با کودک سه ساله ام چگونه برخورد کنم؟
۰ ۰

آموزش کودک و نوجوان

۷۶ بازديد
دراین مقاله با عنوان آموزش کودک و نوجوان، مفهوم آموزش را برای زمینه های اصلی که به حوزه تربیتی (شناختی ،هیجانی، جنسی، رفتاری و اجتماعی) مربوط می شود به کار نبرده ایم و قصد داریم ضرورت آموزش کودک و نوجوان را در چهار حوزه به شرح زیر مورد بررسی قرار دهیم:

۱- آموزش خلاقیت

۲- آموزش زبان دوم

۳- آموزش موسیقی

۴– آموزش ورزش

زیرا در کشور ما نظام آموزشی با تمرکز بر امتحانات ورودی دانشگاه ها تنظیم شده و چندان به توانمندیهایی که بر عملکرد های کلی فرد تاثیر دارد نمی پردازند و لذا ضرورت آموزش توسط والدین از سنین پیش دبستانی را پر رنگ می کند. اکنون به شرح هر حوزه به شکل اجمالی می پردازیم.

آموزش خلاقیت:
یکی از چالش های والدین پرورش کودکی خلاق و با هوش است . فرزندی که مستقل و موفق که به درجاتی عالی تحصیلی نائل آمده است و تفکر خلاق از جمله تفکرات برتر محسوب می شود والدین خواهان بهترین ها برای فرزند خود هستند و اگر تفکر خلاق تفکر برتر است پس هر والدی خواهان آموزش آن به فرزندش می باشد اما خلاقیت را از چه سنی به کودک می توان آموخت ؟شیوه های آموزش آن چگونه است؟

تقریبا از ۵ سالگی سن مناسب آموزش خلاقیت آغاز می شود کودکان در این سنین از قوه تخیل خوبی برخورداند و گاهی والدین از مواجهه با این تخیلات گیج و گنگ می شوند ، اما بهترین زمان است که به تخیلات کودک خود گوش فرا دهند او را ترغیب کنند تا توضیحات اضافی بدهد و حتی به طرح سوالاتی از کودک بپردازند. خود الگوی باشند که با یک اسباب بازی فقط یک جور بازی نکنند در نقاشی ها ایده اینکه آیا می شود آسمان را رنگ دیگری کشید را بیان کنند تا کودک را به تفکر ترغیب کنند.

علاوه بر این وظیفه والدین است که خلاقیت کودک را شناسایی و از آن حمایت کنند مثلا اگر شاهد یک نقاشی باشند که سیب ها بنفش کشیده و آسمان سبز کشیده شده باشد نباید کودک را به اشتباه کردن متهم و به اینکه باید از واقعیت تعبیت کند ترغیب کرد، این نوعی از خلاقیت است لذا بر والدین واجب است در اینجا خلاقیت کودک را شناسایی و از آن حمایت کنند و با گفتن جملاتی؛ درک خود را از نقاشی کودک ابراز کنند. علاوه بر این تفکر خلاق بدین جهت از جمله تفکرات برتر است که در بعد رفتاری، هیجانی و تصمیمات فرد بروز می کند . فرد خلاق تصیمات بهتری می گیرد با مشکلات بهتر برخورد می کند و حل مسئله بهتری نیز دارند ، چرا؟ زیرا می تواند به انواع راه حل ها ، حتی آنهایی که تا به حال به ذهن کسی خطور نکرده است فکر کند و چه کسی این تفکر را و از چه زمان به او آموخته است؟ والدین و آموزگاران و مربیان از دوران کودکی و سالهای پیش از دبستان از حدود ۵ سالگی. وقتی کودک دچار مشکل می شود و مثلا اسباب بازی اش خراب می شود و گریه و دادش بلند می شود چه راه حل هایی وجود دارد، اینکه ببریم پیش بابا بزرگ اگر شد درستش کنیم ، خریدن یک اسباب بازی تازه ، بازی جدیدی با همان اسباب بازی خراب و …خلاقیت به کودک می آموزد تا با مشکلات ، آسان تر و با ذهن بازتری برخورد کند و مغلوب مشکلات نشود بنابراین وقتی به فرزند خود خلاقیت را می آموزید به او آموزش داده اید تا در آینده فردی موفق تر و زندگی راحت تر و شادتری داشته باشد ، لذا بر والدین واجب است که به کودک خود خلاقیت را بیاموزند.

آموزش زبان دوم:
با توجه به اینکه در قرن حاضر در دهکده جهانی زندگی می کنیم و نیاز به ارتباط با سایر مردمان کشورها در هر رشته و حوزه ای مطرح است لذا یکی از دغدغه های والدین آموزش زبان دوم به کودک خود می باشد اینکه از چه زمان شروع به آموزش زبان دوم کنند؟ در مورد زمان دقیق آموزش زبان دوم توافق نظری وجود ندارد، اما آنچه واضح و روشن است این است که قبل از اینکه زبان اول یا همان زبان مادری پیشرفت لازم را نکرده یا اینکه زبان مادری جا نیفتاده و کودک تسلط کامل بر زبان مادری پیدا نکرده باشد ،مانند کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند یا حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند یا برخی کلمات را جابه جا ادا می کنند هنوز آماده آموزش زبان دوم نیستند به عبارتی دیگر زبان اول یا همان زبان مادری به عنوان پایه برای یادگیری زبان دوم محسوب می شود کودکی که در زبان مادری مشکل دارد در یادگیری زبان دوم نیز موفق نخواهد شد. آموزش بی موقع زبان دوم باعث می شود یادگیری زبان اول با تاخیر و مشکل همراه شود و فرد در یادگیری زبان دوم نیز دچار دیر آموزی شود.

در بررسی های انجام شده سن ۵ سالگی به عنوان زمان مناسب برای آموزش زبان دوم انتخاب شده است زیرا کودک از لحاظ رشد حنجره به درجه مناسبی رسیده است تا هم زبان دوم را به خوبی صحبت کند و هم در ادای زبان مادری به درجه ای از تسلط رسیده است. در آموزش زبان دوم کودک نباید تحت فشار باشد و میزان یادگیری او اهمیتی ندارد بلکه شروع و ایجاد اشتیاق و علاقه در کودک برای یادگیری زبان دوم بسیار مهم است با توجه به تفاوت دیدگاه در مورد شروع آموزش زبان دوم مجموع تحقیقات نشان داده شروع آموزش بعد از ده سالگی موفقیتی در بر نخواهد داشت و اگر خیلی زود شروع شود منظور دو یا سه سالگی است ممکن است تداخل در یادگیری زبان اول ایجاد کند . نتایج بررسی های متخصصان آموزش کودک نشان داده که کودکانی که زبان دوم را می آموزند در حل مسائل پیچیده خلاقیت، تبحر بیشتری دارند و قوه استدلال ، درک و توانایی ذهنی آنها پیشرفته تر از همسالانشان است.

آموزش موسیقی:
امروزه تحقیقات نشان داده است که موسیقی اثر مثبتی بر رشد مغز در مراحل مختلف از دوران جنینی تا سالمندی دارد و همچنین اثر مثبت موسیقی بر روی سیستم های حسی ، حرکتی ، هیجانی، هوشیاری و عاطفی دارد. موسیقی قدرت تخیل و تمرکز کودک را تحریک و اثر مثبتی بر آن دارد . روانشناسان کودک نیز تاکید می کنند که آموزش موسیقی در سنین پایین منظور سالهای پیش از دبستان می باشد در بالا بردن سطح هوش و توانایی های ذهنی موثر است و باعث تقویت در پاسخدهی شنوایی و حافظه کودک می شود همچنین این کودکان در درس ریاضیات پیشرفت تحصیلی بالاتری دارند. در یک تحقیق مشخص شده است احتمال قبولی در رشته پزشکی و شیمی توسط دانشجویانی که یک ساز موسیقی می نوازند بالاتر است زیرا یادگیری موسیقی در سنین پایین باعث افزایش سرعت پردازش می شود.



دلیل تاکید بر آموزش موسیقی زیر سن ۷ سالگی نوعی توانایی پایه است به نام BMC(Basic Music Competence) یعنی توانایی خارج نخواندن و با ریتم پیش رفتن. هیچ کودکی بدون این توانایی نمی تواند ساز بنوازد و این توانایی به شرطی در کودک ایجاد می شود که والدین تجربه گوش دادن به درست خواندن و درست نواختن و حرکت با ریتم درست را در سال های اولیه یعنی حدود سه تا پنج سالگی در اختیار کودک قرار دهند و بهترین سالهای شروع آموزش موسیقی که عمدتا شناخت اصوات زیر و بم و ریتم می باشد و همچنین آموزش ارف بین سه تا پنج سالگی است.

آموزش ورزش:
در حالیکه بسیاری از سلولهای بدن می توانند از منابع مختلفی برای تامین انرژی مورد نیاز خود استفاده کنند اما سلول های مغزی تقریبا فقط از گلوکز برای انرژی زایی استفاده می کنند.

منبع:کانون مشاوران ایران-آموزش کودک و نوجوان
۰ ۰

چگونه رابطه موثر تری با همسرتان داشته باشید؟

۸۲ بازديد
چگونه ارتباط موثری با همسر خود داشته باشیم؟ رابطه مانند تنفس طبیعی، نیازمند توجه و آگاهی است.

فرآیند ارتباطی یک سیستم دایره‌ای است که خود را تغذیه می‌کند و زمانی که عناصر در بازی با یکدیگر به شیوه‌ای هماهنگ و به سمت جهت‌های مشترک حرکت می‌کنند، ارزش مثبت و عملکردی به خود می‌گیرد.

برعکس، زمانی ارزش منفی و ناکارآمدی به خود می گیرد که عناصر درگیر به شکلی ناهماهنگ با یکدیگر ترکیب شوند و به سمت جهات غیر مشترک گرایش پیدا کنند و به «آشوب» شکل دهند.

ارتباط موثر چیست؟
ارتباطات را می توان به عنوان پلی که افراد را به یکدیگر متصل می کند، ترسیم کرد، ماده ای که پل از آن ساخته شده است ترکیبی از ویژگی هایی است که متعلق به افرادی است که با یکدیگر در تماس هستند. استحکام و جهت پل به عناصر مختلف در بازی بستگی دارد.

در این میان، توانایی گوش دادن ، ماهیت احساسات شخصی، باورهای هر یک، اتوماسیون های ایجاد شده در جریان تجربه زندگی، انتظارات فردی، ترس ها، امیدها.

وقتی پل ها ضعیف هستند، یکی به سختی موفق می شود به دیگری برسد. فاصله ای پدیدار می شود که رسیدن به نقطه ای را که بتواند تنش ها، دردها و ترس ها را کاهش دهد، پیچیده، دشوار و گاهی غیرممکن می کند.

مشکلات ارتباطی زوجین
این وضعیتی است که بسیاری از زوج های مشکل دار با آن روبرو هستند.

در ازدواج‌های بحرانی، لذت گفتگو در انبوهی از تظاهرات عصبانی، ایده‌های نادرست، سوء تفاهم‌ها از بین می‌رود. نگاه‌های آگاهانه، کنایه‌های شوخ‌آمیز و رمزهای شخصی جای خود را به نگاه‌های خشمگین، مراجع انتقادی و تهدیدهای پنهان می‌دهد.

ریتم گفت و گو زمانی که تفاوت در سبک های مکالمه، منافع و دیدگاه های متضاد، سوء تفاهم ها در یک رابطه انباشته می شود، به تدریج به هم می خورد.

بسیاری از زوج ها فاقد مهارت های خاص گفتگوی زناشویی هستند و در نتیجه ناخواسته باعث ساییدگی ها، سوء تفاهم ها و ناامیدی های مداوم می شوند.
مشاهده اینکه در زوج های بحران زده «ارتباط وجود ندارد» به کلیشه تبدیل شده است، اما حقیقت زیادی در آن وجود دارد.

رابطه موثر شاد زوجین
از دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، تحقیقات نشان داده است که زوج‌های شاد و ناراضی ، و همچنین زوج‌های باثبات و آن‌هایی که در معرض خطر طلاق هستند، تا چه حد از نظر تعامل و سبک ارتباطی متفاوت هستند.

سبک تعامل در زوج‌های ناراضی با ناهماهنگی بیشتر و ارتباط نامطلوب‌تر هم در سطح آنالوگ (غیر کلامی) و هم در سطح دیجیتال (کلامی) مشخص می‌شود، حتی اگر منفی غیرکلامی به طور کلی به میزان بیشتری مشاهده شود.

اغلب مشکلات کدگذاری سیگنال ارتباطی وجود دارد. زوج‌های ناراضی، در واقع، سبک ارتباطی دارند که با اختلاف بیشتر بین محتوای مورد نظر و تأثیر درک شده مشخص می‌شود،

به طوری که اغلب اتفاق می‌افتد که زوج‌های تحت درمان اغلب پیام‌های خنثی یا منفی را قضاوت می‌کنند که در عوض با نیت مثبت از طریق انتقال داده می‌شوند. شریک علاوه بر این، سبک تعاملی آنها با یک “منفی” قوی و در عین حال با سطح پایین “مثبت” مشخص می شود.

روابط موثر در زوج های خوشبخت
رضایت، تعارف، همدلی، ابراز محبت، علاقه، تمجید و توجه در زوج های ناراضی نسبت به زوج های خوشبخت کمتر است. از سوی دیگر، روابط متقابل در زوج های ناراضی با طعنه، انتقاد، القاب تحقیرآمیز و تحقیرآمیز، اختلاف نظر، نگرش های دفاعی، بی توجهی، بی علاقگی، تهدید و ارعاب مشخص می شود. علاوه بر این، رفتارهای آشتی و تنظیم تعارض مانند تغییر موضوع، نقل قول، پذیرش و غیره کمتر دیده می شود.

ارتباط نامناسب زوجین
به لطف کار گاتمن (۱۹۷۶، ۱۹۹۴) توضیح نظری در مورد تعامل و ارتباط بسیار نامناسب در زوج های ناراضی اصلاح شده است. بر خلاف تحقیقات اولیه، که خود را محدود به توصیف تفاوت‌های ذکر شده بین زوج‌های ناراضی و شاد به لحاظ کمی منفی یا مثبت می‌کرد، گاتمن عمدتاً توانایی زوج‌ها را برای جبران تعاملات منفی با زوج‌های مثبت بررسی کرد.

نویسنده بر اساس نظریه تعادل در ازدواج (“تئوری تعادل”)، پنج زیر گروه را در زوج های شاد و ناشاد فرض می کند که به طور قابل توجهی در سبک های تعامل آنها متفاوت است.

هر قدر هم که آدم تلاش کند، نمی تواند در برقراری ارتباط کوتاهی کند.
فعالیت یا عدم فعالیت، کلمات یا سکوت
همگی دارای ارزش پیام هستند:
آنها بر دیگران تأثیر می گذارند و دیگران
نیز به نوبه خود نمی توانند
به این ارتباطات پاسخ ندهند
و از این طریق نیز ارتباط برقرار می کنند.

پل واتزلاویک

در حالی که زوج‌های ناپایدار و زوج‌های تأییدکننده ، و همچنین زوج‌های اجتناب‌کننده، با چشم‌انداز ازدواج نسبتاً پایدار متمایز می‌شوند، زوج‌های متخاصم و زوج‌های متخاصم جدا در معرض خطر بالای طلاق هستند.



از تعاملات منفی دور شوید
به گفته گاتمن (۱۹۹۴)، تعداد تعاملات منفی به خودی خود برای پیش آگهی تعیین کننده نیست، بلکه توانایی تنظیم زوج به منظور تعدیل متعادل است. طبق مطالعات وی، زوج های باثبات نسبت مثبت به منفی ۵:۱ دارند.

از نتایجی که از یک مطالعه توسط روانشناس پاتریشیا نولر (۱۹۸۰) به دست آمد، تفاوت ها در رابطه با درک ارتباط بین زوج هایی که سازگاری زناشویی خوبی دارند و آنهایی که در مشکل هستند مشهود است.

زوج‌های ناراضی، در واقع، پیام‌های همسرشان را با دقت کمتری نسبت به زوج‌های شاد رمزگشایی می‌کردند، اما در عوض می‌توانستند پیام‌های غریبه‌ها را به خوبی زوج‌های شاد رمزگشایی کنند. از اینجا می توان استنباط کرد که کل فرآیند ارتباط که خارج از ازدواج به خوبی انجام می شود، در زوج های بحران زده کار مثبتی ندارد.

منبع:کانون مشاوران ایران-چگونه رابطه موثر تری با همسرتان داشته باشید؟
۰ ۰